سفرنامه های ایران

دیدن شهر تاریخی دامغان از نزدیک خیلی شیرین و لذت بخشه درسته خیلی کوچیکه ولی واقعا ارزش دیدن دارد و اقامت در مهمانسرای دامغان هم بصرفه ست و هم اینکه در مرکز شهره و همه چی در دسترسه .

مثل بیشتر شهرهای ایران داخل شهر خیلی از اتار و بناهای تاریخی خبری نیست و خیلی همه جاهارو خراب کردند وهیچ اثاری از بناهای تاریخی نمونده ولی در اطراف شهر تا دلتون بخواد باغ و زمین های تاریخی وجود دارد

تپه های سیلک یا همان تپه حصار که مربوط به بیش از 7 هزار ساله پیش در 10-15 کیلومتری دامغان در روستا فیروزکوه وجود دارد جزو بناهای تاریخی و ثبت میراث فرهنگی است که از اثار بجا ماده ای از انسانهایی که در آن زندگی میکنند به اولین دست آورد دندانپزشکی و ارتودنسی دندان را کشف کرده اند.

مردم آنجا قشر پولدار و تحصیلکرده جامعه زمان خود بودند و ظرفهایی از طلا داشتند و در آن غذا و یا نوشیدنی میخوردند و ظرفهای عادی از سرامیک استفاده میکردند که بسیار خوش نقش نگار و حرفه ای ساخته و حکاکی شده است.

در انجا اثار خانه های قدیمی به چشم میخورد ولی جالب اینجاست که اصلا شبیه به خانه های قدیمی در بافت خانه های کویری نیست کاملا متفاوته خانه هایی که از سطح زمین خیلی بلند نیست ولی در زمین کنده شده و بیشر در زمین وجود دارد دامغان بخاطر شرایط آب و هوا و منطقه خاصی که دارد بادهای شدید میوزد به قدری که حتی قادر به راه رفتن نیستی و مشکل ایجاد میکند تپه های سیلک حال و هوای خاصی داشت میتونستی ساعتها بشینی و به این شهر خالی از سکنه نگاه کنی و به اینکه در اون روزها در این شهر زیر زمینی چه گذشته بعد از آن برای ناهار به رستوران محلی رفتیم که خورشت آلو اسفناج و ته چین مخصوص دامغانی خوردیم که واقعا بی نظیر بود هنر آشپزی دامغان زبان زد خاص و عام بود و بانوان هنرمندی داره که در آشپزی نامبر وان هستند بعد از غذا بانو آشپز انجا به رسم مهمان نوازی در کنار چای ظرفی پر از شیرینی خانگی آورد که واقعا بی نظیر درست شده بود همه ترد و تازه میگذاشتی در دهان آب میشد و اصلا شیرین نبود که دل آدم رو بزنه  بعد از آن در باغ رستوران قدم زدیم و عکس گرفتیم و از دور باغهای بزرگ پسته را دیدیم درختان پسته کوتاه بودند و تو در تو که واقعا جالب بود تقریبا موقع برگشت ساعت 8 شب بود و موقتی به شهر میدان امام و چهارراه چهار شیر رسیدیم شهر خیلی خلوت بود و تورلیدر گفت مردم دامغان اینجوری هستند زود به خانه هایشان میروند و شب زده دار نیستند و صبحا سحر خیز و زود از خانه در می آیند و شروع به کار میکنند که ما هم به ناچار به هتل برای استراحت رفتیم فردای آ روز به محل تفریحی که از شهر 30تا40 دقیقه فاصله داشت در اول جاده دامغان ساری جایی بود بنام چشمه علی که اول خروجی شهر بلوار دانشگاه بود که همه دانشگاه ها و بیمارستان تخصصی شهر در این محل ساخته شده بود جاده زیبایی بود کوه ها رنگ خاصی داست به رنگ قهوه ای دارچینی و مایل به نارنجی که تور لیدر گفت اینجا معادن سنگ فیروزه است و از سنگ فیروزه نشابور هم معروف تر است و بیشتر به خارج از ایران صادر میشود خیلی طول نکشید به چشمه علی رسیدیم و به محوطه حصار کشیده و حفاظت شده رسیدیم که یک باغ بزرگ بود که انتهای آن به کوه میرسید و در وسط باغ امارت بزرگی بود که از 3 طرف اطراف آن به دریاچه مصنوعی میرسید و امارت خالی از سکنه بود ولی مجلل و با شکوه ساخته شده بود خوبی انجا این بود که ما وسط هفته رفته بودیم خلوت بود خیلی از مسافران که برای ساری قصد سفر داشتند بین راه انجا توقف کوچکی داشتند در زیر سایه درختان استراحت میکردند و دوباره به راه ادامه میدادند برای ناهار آنجا بودیم و هر چی به عصر نزدیک میشدیم هوا خنکتر میشد کم کم باید برمیگشتیم اتاق را صبح قبل از اومدن تحویل دادیم و باید برمیگشتیم تایم سفر دوروزه به دامغان مناسب بود و بنظرم بیشتر از این اگر میموندیم حوصله سر بر میشد .

3.jpg

می توانید دیدگاهتان را با ما در میان بگذارید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *